امروز جمعه چهارم دی ماه است. همين سال گذشته بود. جمعه پنجم دی ماه. همين سال گذشته...شهری فرو ريخت. شهری ويران شد.زمين غريد. روزنامه ها تيتر زدند: بم فرو ريخت! مسئولان آمدند و باز از بی رحمی طبيعت و از خشم زمين سخن ها گفتند. هيچ کس هم نپرسيد مگر اين همان زمينی نيست که از دل ان نفت می جوشد؟ چطور صحبت نفت که وسط است زمين مهربان و نازنين و گوگولی است؟! اما سخن از زلزله که می شود همين زمين بی رحم و سنگدل و خشمگين و... می شود؟! البته برای توجيه نا لايقی و بی کفايتی  هميشه دستاويز لازم است و چه دستاويزی بهتر از خود زمين؟!

کی می رسد ان روز که مردم بم دوباره سقفی بر سر داشته باشند؟ اصلن آيا ديگر بار سقف را تاب می آورند؟ می رسد آن روز که بم آرامش را دوباره تجربه کند؟کی دوباره دختران و پسران بمی عاشق می شوند؟کودکان بی پدر و مادر بمی.....سرنوشتشان چيست؟ آينده انها....آينده انها چگونه خواهد بود؟

چند روز پيش اخبار راديو می گفت از زلزله به بعد آمار ازدواج دختران جوان با مردان بالای پنجاه و پنج سال چندين برابر شده است.قابل پيش بينی بود. اينطور نيست؟

يک سال گذشته است.بم را فراموش خواهيم کرد. حافظه ها بيش از آنچه که گمان می کنيم فراموش کارند.بم را فراموش می کنيم و بمی ها می مانند و شهری ويران و دل هايی پاره پاره.

/ 0 نظر / 5 بازدید